تبليغاتX
.: اگالیتر :.
بعد از تجربه لذتبخش خونه دار شدن دكوراسيون در ورد پرس بالاخره ترديد چند ماهه رو كنار گذاشتم و تصميم گرفتم نوشتن اگاليتر رو از اين به بعد در ورد پرس ادامه بدم .... منتظر ديدن شما در خونه جديد هستم.

آدرس خونه جديد اگاليتر
اگاليتر در ورد پرس

Posted by تسنیم زبردست @ 7:27 |
"به همین زودی یک سال دیگه گذشت ، کسی حرف جالبی می زد که"من با گذشت هر سال احساس می کنم یک قدم به خدا نزدیک تر شدم و یک قدم به مرگ..."البته جمله تحسین برانگیزی بود اگر تلخی مرگ رو ازش بگیریم ... پستم در باره تولد بود ولی با چی شروع شد؟!!! تولد دنیایی من با تولد بهار یکی هست هم در واقعیت و هم در شناسنامه، هر سال لحظه سال تحویل شادی سال جدید رو با تولدم یکی می کنم و آرزوهام رو برای سال جدید پیش رو،ضربدر... همیشه تو یک سکوت عمیق فرو می رم و به این فکر می کنم سال بعد همین موقع و همین لحظه به زندگی لبخند می زنم یا نه؟ به خودم آفرین می گم یا از لحظه های از دست رفته دلگیر می شم؟..."

يك سال از نوشتن اين پست گذشت...
اينروزها زندگي تب و تاب ديگه اي واسم داره...
دوباره حس خاصي رو تجربه مي كنم ؛ حسي زيبا و دلهره آور!...
نگاه به زندگي و سبك زندگيم ، رو به درجه 60 غربي است در كناره خيال آرزوها...
افكارم در جستجوي نادانسته هاي بسيار...
آرزوهايم سايه اي در برزخ پنهان واقعيت...
انتخابهاي گذشته در معادلات ذهنم ترديد آميز...
و بسيار ريزنوشته هاي ديگه...

با اين اوصاف فكر مي كني فردا چه رنگيست؟

تسنيم 25
Posted by تسنیم زبردست @ 7:33 |
سرعت زندگي يا شايد وقت اندك و يا شايد... همگي ما رو به انتخابهايي همچون وي ويو براي ابراز حالات و انديشه هاي 200 كلمه اي تشويق مي كنند ...
اين يك ماه آخر سال كلي كار و پروژه دارم كه بعضي عقب مونده و بعضي جديد هستند براي همين فرصتي براي رسيدن به دنياي مجازي ندارم ... شايد تا آخر سال وقتي شد به زندگي دومم كمي رسيدگي كنم ...
اين روزها تسنيم وي ويو بروز تر از جاهاي ديگه است...
تا بعد

Posted by تسنیم زبردست @ 12:39 |
چند وقت پيش بود كه لينك احمقانه ترين قوانين انگلستان رو تو اگاليتر گذاشتم ، بطور كل اين موضوع برام جذابيت خاصي داشت اول اينكه بخاطر رشته تحصيليم هميشه نوع قانون گذاري در انگلستان برام جالب بود و دومين موضوع كنجكاوي در مورد علل پديد دار شدن چنين قوانيني در كشوري همچون انگلستان بود...
اين چند روزه پاكت زماني كوتاهي رو پيدا كردم كه كمك كرد در اين مورد دانستنيهام رو اندكي بيشتر كنم...
بريتانياي كبير نزديك به 800 ساله كه پارلمان داره و پارلمان بنا به قسمتي از فلسفه وجوديش قوانين مختلفي رو بر حسب نياز زماني تصويب كرده ،چيزي كه جالب هست اينه كه اين كشور قانوني با عنوان مشخصه قانون اساسي نداره!!! از طرف ديگه تمام قوانين تصويب شده در پارلمان اعتبار دارند و در هر مورد جديد ابتدا به قوانين قبلي رجوع ميشه و در صورتي كه هيچ قانوني در اون مورد خاص وجود نداشته باشه قانون جديدتصويب ميشه ؛ با اين روند تصويب قوانين نبايد تعجب كرد كه كتاب مجموعه قوانين بريتانيا ( انگلستان،ولز،اسكاتلند و ايرلند شمالي)ركورددار بزرگترين كتاب در كتاب ركوردهاي گينس باشه!!!
اينها رو داشته باشيد و قسمت جالب ماجرا رو بخونيد ، اينكه لرد كرامول محبوب و دوست داشتني كه باعث افتخار انگليسيهاست ركورددار وضع قوانين احمقانه در بريتانياست....اما لرد كرامول كيست؟ در اواسط قرن 17 ميلادي 2 نفر از پادشاهان انگليس عزمشون رو جزم كردند تا مجلس 400 ساله انگلستان رو منحل كرده و حكومت استبدادي رو دوباره برپا كنند اين وسط يكي از نمايندگان كه سابق بر اين سرباز ارتش بود به رهبري مجلسي ها قيام كرد و با بيرون كردن جيمز دوم پادشاه وقت و احياي پارلمان به عنوان "لرد حامي بريتانياي بزرگ" مفتخر شد.
كرامول، استاد تصويب قوانين عجيب بود و با دادن ايده هاي ناب!!! و تصويب بي چون و چرا اونها توسط نمايندگان پارلمان ؛ نام خودش رو در تاريخ قانونگذاري انگلستان جاودانه كرد.
چند تا از اين شاهكارهاي استاد كه مجسمه اش به عنوان سند افتخار در جلوي پارلمان انگلستان قرار دادند رو ببينيد تا به قدرت ايده پردازيش پي ببريد!!! :
* مردن در ساختمان پارلمان غير قانوني است و مجرم بازداشت خواهد شد.
*هيچ كس حق ندارد در روز كريسمس رولت گوشت چرخ كرده بخورد.
*نقاش ها بايد تصوير هر كس را با تمام جوشها و خالها رسم كنند وگر نه مستحق گرفتن دستمزد نيستند.

اما در تصويب قوانين احمقانه انگلستان تنها نيست و كشورهاي زيادي اون رو همراهي مي كنند ؛ متاسفانه فرصتي براي پرداختن به اين قسمت ماجرا نيست ولي نكته قابل توجه در اين فهرست وجود قوانين احمقانه زيادي در آمريكاست به طوري كه اين كشور ركوردار تصويب قوانين احمقانه است البته به جهت سيستم فدرالي آمريكا ايالتهاي مختلف هر كدوم قوانين احمقانه خاص خودشون رو دارند كه من تعدادي از اونها كه مربوط به زنان ميشه رو در اينجا ميارم:
لوئيزيانا: يك زن تا وقتي كه همسرش پرچم جلوي ماشين گرفته، نبايد رانندگي كند.
مونتانا: زن طبق قانون حق ندارد نامه هاي همسرش را باز كند.
آركانزاس: مرد قانونا مي تواند همسرش را كتك بزند اما فقط ماهي يكبار.
ميشيگان: موهاي يك زن قانونا متعلق به همسرش است.
فلوريدا: چتر بازي زنان متاهل در روز يكشنبه غير قانوني است.
ورمونت: زنان متاهل براي استفاده از دندان مصنوعي بايد از شوهرشان اجازه كتبي داشته باشند.
كاليفرنيا: مرد قانونا مي تواند زنش را با كمربند چرمي كتك بزند ؛ به شرطي كه قطر كمربند بيش از 5 سانتي متر نباشد و در صورت استفاده از كمربند قطور تر بايد از همسرش اجازه بگيرد

در ايران آيا نمونه اي سراغ داريد؟
....................
..........................
................................
Posted by تسنیم زبردست @ 19:56 |
تولد
86/11/12
دقيقا روزي يا بهتره بگم شبي مثل امشب بود............
تنها بودم و مطابق هميشه خلوتم رو با اينترنت پر مي كردم............
يك جرقه...
و...
تجديد يك تصميم ...
و يك خاطره قديمي...
دوباره
و اين بار بلاگفا خونه اي بود كه پيداش كردم .........


چرا اگاليتر؟!!!
براي آرامشي و تلاشي دوباره......


" حالا اگاليتر نو پاي من يك ساله شده........"

Posted by تسنیم زبردست @ 20:56 |
دلم براي كودكي كه نميشناسمش درد مي گيرد
خدا رو شكر كه من مادر نيستم!!!!!!! خدا رو شكر!!!!!
خدا رو شكر كه كودكم ، آنكه عزيزتر از جانم است ؛ تشنه و گرسنه و با چهره اي زرد در آغوشم نمي خوابد........
خدا رو شكر دستان كبود شده از سوزه سرمايش را در دستم نمي گيرم.........
خدا رو شكر كه من مادر نيستم تا غمگين چهره كودكم خفقاني از درد و اندوه را در بعض گلويم فشار آورد.......
كودكم كودك فلسطين
كودكم كودك عراق
كودكم كودك سودان
كودكم كودك افغانستان
كودكم كودك نازك صداي زمين خاكي
خدا رو شكر كه من مادر نيستم ................
Posted by تسنیم زبردست @ 19:27 |
دل تنگي
86/10/26
دلم براي خودم تنگ مي شود
تا ابد
و
به وسعت آسمان قلبم........
و
بقدر تمام سادگيم.............
و
تا انتهاي كناره زمين..........
و
تا كران نهان آرامش نيافته ذهنم............

بس است گفتن از بي قراري!!!
بس است!!!
Posted by تسنیم زبردست @ 18:20 |
اتوبوس
86/10/25
نگاه مي كنم به صورت تك تكشون ، غمگين بعضي با آرايش و بعضي بدون آرايش اما همه غمگين !!!
دستي از پشت سر تكونم ميده .....بد جور داره رو اعصابم راه ميره.............
باز هم نگاه مي كنم ..........چرا همه خط اخم بين دو ابروشون جا خوش كرده مال بعضي عميق و مال بعضي سطحي اما همه دارند همه !!!
چه زود ايستگاه بعدي رسيديم...........اين رو از فشار همون دست اول فهميدم ،
نگاهش كردم چه رنگ مهتابي زشتي رو صورتش ماليده خدايا مگه يه زن اينقدر بد سليقه ميشه!!! باز هم نگاه ميكنم ابروهاي نا مرتب و سبيلي تيغ تيغي انگار كه راست راستكي با تيغ زدتشون و حالا كه در اومدند............


خوشحالم به خاطر خط اخمي كه ندارم
نه اينكه هر هر بخندم اما اخم هم نمي كنم.............
عادي كه نگاه ميكنم توي آينه يكي مثل خودم رو مي بينم يكي كه لايه بيرونيش ميگه خونسرد و با آرامشه كه شايد اگر لبخندي باهاش همراه نباشه مغرورانه هم به نظر برسه........
اما
امان از لايه زيرين و دروني
چه غوغاييه وقتي به تو ميخندم
و تو فكر ميكني من چقدر خوشحالم!!!!
بگذريم....................
......................................

پي نوشت: هميشه اتوبوس سوار شدن من رو با زندگي واقعي اطرافم كه عريان از تخيلات ذهني ست پيوند ميزنه............اتوبوس سوار شدن جذابيت نهفته اي برام داره ، بعضي وقتا فكر ميكنم وقتي سوار ماشينم و موسيقي مورد علاقه ام رو گوش ميدم از دختر گل فروش سر چهار راه غافلم ، از زندگي خاكستري دورم ، از تو و از شماهايي كه نميشناسمتون فاصله دارم و نمیذاره نگاههاي اندوهگين كه به برچسب قيمت خيره شدند چنگ غم به دلم بزنند...........
گاهي ماشين شخصيتون رو تحريم كنيد و بدون تنه زدن ميون جمعيت بريد شايد اينجوري حق چشمهاي غمگين رو ببينيد............

Posted by تسنیم زبردست @ 14:25 |
سربازي
86/10/23
شتري كه در خونه مذكر جماعت فرود مياد ، اين بار هم داداشي ما رو با خودش برد تا به قول قديميها درس زندگي يادش بده و زمانيكه برگشت قدر خونه زندگيش رو بيشتر بدونه ........
دلم مي خواست موقع رفتن منم بودم و بدرقه اش مي كردم ولي چه كنم كه دوري و هزار هزار افسوس و اي كاش......
نمي دونم وقتي برگرده چي ازش باقي ميمونه ، آخه داداشي من چربي اضافي براي سوزوندن نداره.........
واي !!!تصور كن وقتي كچل بشه چه مدلي ميشه!!!

Posted by تسنیم زبردست @ 12:29 |
قنديل
86/10/20
1- اگاليتر تنش قنديل بسته بس كه هوا سرده و سوز داره
2- شبه و ساعت نزديك به 3 ، هيتر كولر داره كار ميكنه آخه موتور خونه هم قنديل بسته و شوفاژا رفتن تعطيلات سال نو
3- اگاليتر يخمك زده و سر كار درو مي بنده ، يه ليوان چاي گرم و يه تكه شكلات تلخ رو با هم و به اميد گرما و انرژي داشتن براي منجمد نشدن همراه ميكنه .......يادم نره بگم حوصله پرونده ها رو ندارم ، نه كه اصلا" ولي خب مجله خوندن و چاي نوشيدن در حالي كه بجاي صندلي رو شوفاژ نشستي بيشتر حال ميده
4- اگه اينطور پيش بره شنبه رو خودم تعطيل ميكنم آخه پوتين تا روي زانو پوشيدن ، چند لايه لباس تن كردن ، شال رو شونه انداختن و صد البته دستكش دست كردن اجازه نميده توي پرونده هات وول بخوري و راه حلي براشون پيدا كني بس كه فكر ميكني چقدر احمقي تو اين هوا پا شدي اومدي سركار اونم مثل يه موميايي كه نميتونه حركت كنه
5- كم كم باورم ميشه كه نوع بشر با زمستوني طولاني مدت از بين خواهد رفت درست مثل فيلمهاي هاليوودي با اين تفاوت كه منجي آخر فيلم فعلا در دسترس نمي باشد
6- بابا هميشه ميگه من و تو رو براي قطب جنوب ساختند از بس كه جفتمون غرغر ميكنيم موقع گرما ....يه مدت هم به اين نتيجه رسيدم كه كانادا براي مهاجرت گزينه مناسبيه چون آب و هواي گرم زمان خودنماييش كمه اما با اين اوضاع افكارم هم قنديل بسته و نتيجه ...........
7-خدايا اونا كه تو سرما موندن ، كارتن خوابها ، مسافراي گرفتار..........چي ميكشن؟!!!


پي نوشت:
1- سرما و تشكيل قنديل به بلاگفا هم رسيد چون امروز چند ساعتي نمي تونستم بيام اگاليتر اما ظاهرا تب بلاگفا اومده پايين و حالش خوب شده.
2- شنبه است و مطابق پيش بيني و قول خودم به خودم تعطيلش كردم البته بخاطر سرما خوردگي.........هي همه رفتن اومدن گفتن تو چرا سرمانخوردي منم گفتم همرنگ بقيه بشم سرماخوردم .


Posted by تسنیم زبردست @ 2:55 |