تبليغاتX
.: اگالیتر :.
تایپ کردن با کیبورد عربی سخته.........در لابی باشگاه ایرانیان..........دوبی......امارات متحد عربی......صحبت بسیار.......برگشتم یک سفرنامه مفصل د ر اسرع وقت می نویسم.....از نوع مخصوص..............!!!!!!

Posted by تسنیم @ 10:10 |
سفر 3
86/01/25
دارم می رم سفر فقط همین، برام دعا کنید یه وقت روی خلیج فارس اشتباها هواپیما فرود نیاد!!!!!!!!
Posted by تسنیم @ 15:2 |
زن ناراحت پرونده بدست با چشمهای پف کرده و اشکی لغزان بر روی گونه........ کاغذ رو نشون میده " آقا کجا برم؟ "

" ببخشید متوجه نشدم با من کاری داشتید؟!!!"........" آقا میگم کجا برم ؟ این نامه مال کجاست"

 ......"طبقه بالا دست راست اتاق اول شعبه ۵ حقوقی... در ضمن من به آقایون شباهتی دارم؟؟؟! "......"من سواد ندارم نمی دونم" ........شاید همینطوری با طرف برخورد کرده که می خواد طلاقش بده آدم این قدر پیاده!!!!!! 

Posted by تسنیم @ 0:26 |
وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم، وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم... و تو، آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي، وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه،  سفيد آبي اي، وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي،  زرد ،سبزي، و وقتي مي ميري، خاکستري اي... و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟

( مطلب جالبی بود که امکان لینک دادن نداشت بنابر این دوباره نویسی کردم) 

Posted by تسنیم @ 3:3 |
من هستم!!
86/01/20
قلبم خزیده گوشه تنم و آروم آروم نفس میکشه مبادا کسی متوجه بشه ......

امید سایه کرده و آروم خم شده......

لبهام به هم آروم  آروم مانوس میشن آخه می خوان بگن" ......

من هنوز هستم و امیدوارانه مبارزه می کنم میشنوی!!!!!!!"

Posted by تسنیم @ 23:55 |
دل گرفته
86/01/20
وقتی که دلتون میگیره چیکار می کنین؟؟    گزینتون چیه؟؟

Posted by تسنیم @ 1:21 |
نه رسیده
86/01/16
دوست دارم اینجا بیشتر از سیاست و جامعه بنویسم ولی هر کاری می کنم نمی تونم اون جور که دوست دارم بنویسم، حتی تو این فضای مجازی احساس می کنم آزادی عمل ندارم ، هر جور که بنویسی عده ای تحمل نمی کنند، عده ای سیاه نظرند و عده ای خوش باور .....نمی دونم ....هنوز زمانش نرسیده....یا نه  رسیده!! 
Posted by تسنیم @ 14:29 |
انگلیسی ها اومدن ، دستگیر شدن ، تو تلویزیون نشونشون دادن ، معروف شدن ، آزاد شدن ، کلی شیک و پیک شدن ، ........

بلر عصبانی شد ، کلی .... داد ، تشکری نکرد اما بعد ما شدیم "مردم متمدن و قابل احترام......"

ما شرط و شروط گذاشتیم ، کلی حرف زدیم.......لبخند زدیم و آزادشون کردیم....

کی برد ؟؟!! کی باخت ؟؟!!

Posted by تسنیم @ 7:6 |

متعصبیم بی بوروبرگرد نگید نه !!! هر کسی که بهش می رسیم رو یه چیز خاص تعصب داره ،  یکی به تیم فوتبالش ،  یکی به شهری که توش بدنیا اومده ،  یکی به سنن آبا و اجدادیش حتی اگر که کاربردش رو از دست داده باشه ،  یکی به خانوادش ،  یکی رو معلم یا استاد محبوبش ،  یکی به جهل و خرافات درونی شده اش ،  یکی به ......بعضی جاها این تعصب خوب جواب میده و باعث آزار روحی _ روانی و جسمی کسی نمیشه اما بیشتر وقتها این تعصب میشه تحجر، میشه آزار ،  میشه باعث نابینایی ما و ........ و اون وقت که باید هوار زد و از متعصب شاکی شد....نمی دونم شما به چه قومیتی و به چه فرهنگی تعلق دارید اما نمونه آخر این تعصبات خنده دار و البته گریه دار( مختارید که بخندید یا گریه کنید من روش تعصبی ندارم!!)  سر اسکناسهای 5 هزار تومانی  پیش اومد عده ای دور افتادند که ای داد  به ما توهین شده و چنین و چنان و قضیه ساده تر از اونی هست که فکرش رو بکنید منظورم گفتاری از پیامبر اسلام هست که پشت اسکناسها چاپ شده  تو رو خدا نگاه کنید و بگید آیا توهینی توی این گفتار به قومیت خاصی می بینید؟!؟!؟! تازه قضیه وقتی جالب میشه که  شایعات رو بشنوید و البته کلی بخندید به آدمایی که چنین شایعاتی رو باور می کنن و بدون پرسه جو خودشون میشن کاسه داغتر از آش..!!!!!!

Posted by تسنیم @ 12:46 |
پابند
86/01/15

دستای کشیده و استخوانیش  کاغذهای روی میز رو بالا پائین می کرد...." آقای میم! "......  " من هستم جناب آقای.. "......" بفرمایید بنشینید"....." آقا  بگید این پابندها رو از پام باز کنن اذیتم می کنن راحت نیستم! "....." آقای میم اینا اعمالتون هستن که این شکلی شدن بفرمایید بشینید وقت گذشته بقیه هم بیرون منتظرن....

Posted by تسنیم @ 6:53 |
اعتراض
86/01/15
به فیلم تحقیر آمیز و سیاه ۳۰۰ اعتراض کنید و به تهیه بمب گوگلی بر علیه ۳۰۰ بپیوندید.
Posted by تسنیم @ 5:19 |

دیروز دوباره و بعد از مرخصی نسبتا طولانی که به خودم داده بودم  دستی به کیفم کشیدم ، مانتوی سفیدم رو تن کردم ،  بازم کفشای پاشنه کوتاه و باز دری که آهسته باز می شد ، هوای بهاری  بیرون همراه با دونه های شبنمی بارون و مه رقیقی که محیط رو دلنشین کرده بود پیاده روی روزانه من به محل کارم که اتفاقا فاصله اش 5 دقیقه ای بیشتر نیست رو خواستنی کرده بود ....

پرونده ها رو هم تلمبار بودن....نگاهم که بهشون افتاد یک لحظه خستگی زیادی رو دوشم سنگینی کرد....بازم پله های خاکی دادگاه ......بازم دستای زنجیر کرده......بازم صدای پابندهای آهنی....بازم گریه های نحیف ...بازم میز...بازم برگ دادخواست...بازم.......

بازم خدا که خیلیها از یادش بردن        

Posted by تسنیم @ 4:56 |
کنتور
86/01/13
کنتور وبلاگ لـــــــج کرد و هر کاری کردم تو صفحه ظاهر نمی شد مجبور شدم یه کنتور جدید بدون اطلاعات قبلی جایگزین کنم........نفهمیدم مشکل چیه ولی خب پیش می یــــــــــــاد!!!

خدا کنـه کنتور خودم از کار نیفته!!!

Posted by تسنیم @ 4:1 |
سرخ شد ....حالت تهوع بهش دست می داد.....فکر کرد تمام تلاشهاش بیهوده بوده.....چرا؟...دیگه نمی تونم کاری کنم باید بی خیال شم ......چه لطفی داره زندگی با محبت اجاره ای.....پس آینده چی میشه؟....آرامش سقف بالای سرم؟......"بهترم"....دروغه...حالم خوب نیست، اما دروغ بهتره....من هنوز توان دارم برای مبارزه!!!! مشکلات حل نمیشه اما کمتر میشه...چرا من پا پیش بذارم؟.....حالا حالاها این درام ادامه داره؟!!!..آره؟!!!!
Posted by تسنیم @ 3:13 |
تولد
86/01/09
به همین زودی یک سال دیگه گذشت ، کسی حرف جالبی می زد که"من با گذشت هر سال احساس می کنم یک قدم به خدا نزدیک تر شدم و یک قدم به مرگ..."البته جمله تحسین برانگیزی بود اگر که تلخی مرگ رو ازش بگیریم ......پستم در باره تولد بود ولی با چی شروع شد؟!!! تولد دنیایی من با تولد بهار یکی هست هم در واقعیت و هم در شناسنامه، هر سال لحظه سال تحویل شادی سال جدید رو با تولدم یکی می کنم و آرزوهام رو برای سال جدید پیش رو ضربدر.....همیشه تو یک سکوت عمیق فرو می رم به این فکر می کنم سال بعد همین موقع و همین لحظه به زندگی لبخند می زنم یا نه؟ به خودم آفرین می گم یا از لحظه های از دست رفته دلگیر می شم؟......
حالا نه روز از سال جدید گذشته و من دارم به آینده فکر می کنم ....یه آآآرامش می خوام بدون پیبش غذا و بدون دسر متشکرم!!!!!!
Posted by تسنیم @ 1:46 |
سفر بودم و فرصتی برای آپ کردن نداشتم ، تقریبا یک ایرانگردی مختصر از شمال غربی ایران تا شمال شرق و از پایتخت تا نقاط دور دست مرکزی ...بهتره بگم جنوب شرق میهن عزیز. باران، برف، آفتاب سوزان و هوای بهاری رو همگی تجربه کردم جاهایی از سرمای اواخر زمستان 85 لرزیدم و جاهایی از گرمای هوای جنوب شاکی شدم واقعا درسته که ایران تمام چهار فصل رو در آن واحد داراست و جمع متناقض هست و همین زیباست وهمین قابل تامل ای کاش ما هم این توانایی رو داشتیم که انسانهایی رشد یافته از ابعاد گوناگون باشیم نه تک بعدی مثل کسایی که بینی های زیاد از حد بزرگ دارند و نه مثل انسانهای .........
Posted by تسنیم @ 1:24 |