دلم براي خودم تنگ مي شود
تا ابد
و
به وسعت آسمان قلبم........
و
بقدر تمام سادگيم.............
و
تا انتهاي كناره زمين..........
و
تا كران نهان آرامش نيافته ذهنم............
بس است گفتن از بي قراري!!!
بس است!!!
Posted by تسنیم @ 18:20 |
نگاه مي كنم به صورت تك تكشون ، غمگين بعضي با آرايش و بعضي بدون آرايش اما همه غمگين !!!
دستي از پشت سر تكونم ميده .....بد جور داره رو اعصابم راه ميره.............
باز هم نگاه مي كنم ..........چرا همه خط اخم بين دو ابروشون جا خوش كرده مال بعضي عميق و مال بعضي سطحي اما همه دارند همه !!!
چه زود ايستگاه بعدي رسيديم...........اين رو از فشار همون دست اول فهميدم ،
نگاهش كردم چه رنگ مهتابي زشتي رو صورتش ماليده خدايا مگه يه زن اينقدر بد سليقه ميشه!!! باز هم نگاه ميكنم ابروهاي نا مرتب و سبيلي تيغ تيغي انگار كه راست راستكي با تيغ زدتشون و حالا كه در اومدند............
خوشحالم به خاطر خط اخمي كه ندارم
نه اينكه هر هر بخندم اما اخم هم نمي كنم.............
عادي كه نگاه ميكنم توي آينه يكي مثل خودم رو مي بينم يكي كه لايه بيرونيش ميگه خونسرد و با آرامشه كه شايد اگر لبخندي باهاش همراه نباشه مغرورانه هم به نظر برسه........
اما
امان از لايه زيرين و دروني
چه غوغاييه وقتي به تو ميخندم
و تو فكر ميكني من چقدر خوشحالم!!!!
بگذريم....................
......................................
پي نوشت: هميشه اتوبوس سوار شدن من رو با زندگي واقعي اطرافم كه عريان از تخيلات ذهني ست پيوند ميزنه............اتوبوس سوار شدن جذابيت نهفته اي برام داره ، بعضي وقتا فكر ميكنم وقتي سوار ماشينم و موسيقي مورد علاقه ام رو گوش ميدم از دختر گل فروش سر چهار راه غافلم ، از زندگي خاكستري دورم ، از تو و از شماهايي كه نميشناسمتون فاصله دارم و نمیذاره نگاههاي اندوهگين كه به برچسب قيمت خيره شدند چنگ غم به دلم بزنند...........
گاهي ماشين شخصيتون رو تحريم كنيد و بدون تنه زدن ميون جمعيت بريد شايد اينجوري حق چشمهاي غمگين رو ببينيد............
Posted by تسنیم @ 14:25 |
شتري كه در خونه مذكر جماعت فرود مياد ، اين بار هم داداشي ما رو با خودش برد تا به قول قديميها درس زندگي يادش بده و زمانيكه برگشت قدر خونه زندگيش رو بيشتر بدونه ........
دلم مي خواست موقع رفتن منم بودم و بدرقه اش مي كردم ولي چه كنم كه دوري و هزار هزار افسوس و اي كاش......
نمي دونم وقتي برگرده چي ازش باقي ميمونه ، آخه داداشي من چربي اضافي براي سوزوندن نداره.........
واي !!!تصور كن وقتي كچل بشه چه مدلي ميشه!!!
Posted by تسنیم @ 12:29 |
1- اگاليتر تنش قنديل بسته بس كه هوا سرده و سوز داره
2- شبه و ساعت نزديك به 3 ، هيتر كولر داره كار ميكنه آخه موتور خونه هم قنديل بسته و شوفاژا رفتن تعطيلات سال نو
3- اگاليتر يخمك زده و سر كار درو مي بنده ، يه ليوان چاي گرم و يه تكه شكلات تلخ رو با هم و به اميد گرما و انرژي داشتن براي منجمد نشدن همراه ميكنه .......يادم نره بگم حوصله پرونده ها رو ندارم ، نه كه اصلا" ولي خب مجله خوندن و چاي نوشيدن در حالي كه بجاي صندلي رو شوفاژ نشستي بيشتر حال ميده
4- اگه اينطور پيش بره شنبه رو خودم تعطيل ميكنم آخه پوتين تا روي زانو پوشيدن ، چند لايه لباس تن كردن ، شال رو شونه انداختن و صد البته دستكش دست كردن اجازه نميده توي پرونده هات وول بخوري و راه حلي براشون پيدا كني بس كه فكر ميكني چقدر احمقي تو اين هوا پا شدي اومدي سركار اونم مثل يه موميايي كه نميتونه حركت كنه
5- كم كم باورم ميشه كه نوع بشر با زمستوني طولاني مدت از بين خواهد رفت درست مثل فيلمهاي هاليوودي با اين تفاوت كه منجي آخر فيلم فعلا در دسترس نمي باشد
6- بابا هميشه ميگه من و تو رو براي قطب جنوب ساختند از بس كه جفتمون غرغر ميكنيم موقع گرما ....يه مدت هم به اين نتيجه رسيدم كه كانادا براي مهاجرت گزينه مناسبيه چون آب و هواي گرم زمان خودنماييش كمه اما با اين اوضاع افكارم هم قنديل بسته و نتيجه ...........
7-خدايا اونا كه تو سرما موندن ، كارتن خوابها ، مسافراي گرفتار..........چي ميكشن؟!!!
پي نوشت:
1- سرما و تشكيل قنديل به بلاگفا هم رسيد چون امروز چند ساعتي نمي تونستم بيام اگاليتر اما ظاهرا تب بلاگفا اومده پايين و حالش خوب شده.
2- شنبه است و مطابق پيش بيني و قول خودم به خودم تعطيلش كردم البته بخاطر سرما خوردگي.........هي همه رفتن اومدن گفتن تو چرا سرمانخوردي منم گفتم همرنگ بقيه بشم سرماخوردم .
Posted by تسنیم @ 2:55 |
كلافه ميشي از اينكه چند ساعتي وقت بذاري و سفرنامه بنويسي و بعد
همش
بپره
اونم درست زماني كه خواب بهت غلبه كرده و خسته اي........
خدا ميدونه چقدر دارم حرص ميخورم.
Posted by تسنیم @ 1:13 |
سلامممممممممممممممممممممممم
من اومدم
تقریبا 4 ساعتی میشه که رسیدم خونه ، وای خدای من خونه چقدر آرامش بخشه البته منظورم ایران عزیزه چون هنوز کلید خونه خودم تو کیفم کز کرده و دل دل میکنه تا در قصرم رو باز کنه قصر دوست داشتنی من، مال خود خودم ........... چقدر من احساساتیم چون اشکم در میاد وقتی خلبان میگه " بر فراز آسمان ایران در حرکتیم و تا دقایقی بعد در فرودگاه به زمین خواهیم نشست........"
این بار جهت اطلاع مقصد سوریه و لبنان بود. قول نمیدم ولی سعی میکنم پستی جداگانه بهش اختصاص بدم....
فعلا و تا بعد
Posted by تسنیم @ 2:12 |
مسافرت ده روزه اي پيش رو دارم
و
فكر مي كنم واقعا به اين سفر براي تمدد اعصاب نياز دارم
حالا هم مشغول بستن چمدونها هستم.......
راستي يادم نره يكم خاك ايران با خودم ببرم ، بيشتر از هر چيزي بهش احتياج دارم
آخه
بهم آرامش و احساس اينكه تو خونه خودم هستم ميده هر چند فرسنگها دور تر .
خداحافظ و به اميد ديدار
براتون يه بغل ايام نيك آرزو دارم.
Posted by تسنیم @ 21:11 |
وقتي گنجايش يه ادم اينقدر كم باشه كه نتونه بزرگ بشه
وقتي روبروي تو ادمي با لج بازيهاي بچه گانه قرار بگيره
وقتي اون پشتش به جايي بند باشه و غر غر كنه
و وقتي اون يكي از جنس مخالفت باشه
...................................
............................................
چرا بقيه به توكه جلوش ايستادي و ميگي خودت رو جمع و جور كن و اينقدر بچه نباش
ميگن:
ولش كن اون شخصيتش همينه.
اما نميگن:
دستت درد نكنه كه به جاي چند تا مجسمه كه دور از حضور خودشون رو مرد ميدونن ، از خودت و قداست وجودت حفاظت كردي.
و به جاش ميگن:
هيس شما خانومي..........خانوم و گرفتن حق؟؟؟؟!!!! به حق چيزاي نديده و نشنيده!!!
آره من خانومم و خانومي وجودم اجازه نميده تو ازش سو استفاده كني!!!
اشتباه گرفتي جونم!!!
خودتي!!!
پي نوشت:
1- چه جالب شد اين موضوع زوركي كه خودش رو به عنوان صدمين پست اگاليتر تحميل كرد.
2-ميخواستم اين پست رو حذف كنم اما نكردم...چرا؟ براي اينكه هدفم رو اگرچه ماهيتي به ظاهر تلخ داره فراموش نكنم.
3- اگاليتر تو اين 100 پست دوست خوبي براي من بود ، دوستي كه تبديل به زبان خواستها و خاطره هاي من شد ، آرشيوي از دغدغه هاي يك ذهن 24 ساله.
Posted by تسنیم @ 17:41 |
يلداي امسال هم گذشت...........
ياد امير حسين و امير علي پسر داييهاي نازنينم بخير ،
هردو با فاصله 3 سال شب يلدا بدنيا اومده بودند
و
هر دو با هم پيش خدا رفتند درست تو يك روز اما با اين تفاوت كه اون يك روز مال يه سال بود............
امسال آبجي شون كه 1 سالشه بدون داداشيا شب يلدا رو ميگذرونه داداشيايي كه 4 سال پيش بابا و ماما روترك كردند............
يلدا براي من = امير حسين و امير علي عزيزم
هميشه به ياد چهره معصومتون هستم و فراموشتون نمي كنم
يلدا مبارك
از انار بهشتي چند دونه هم براي ما بفرستيد.
Posted by تسنیم @ 1:11 |