تبليغاتX
.: اگالیتر :.
اتوبوس
86/10/25
نگاه مي كنم به صورت تك تكشون ، غمگين بعضي با آرايش و بعضي بدون آرايش اما همه غمگين !!!
دستي از پشت سر تكونم ميده .....بد جور داره رو اعصابم راه ميره.............
باز هم نگاه مي كنم ..........چرا همه خط اخم بين دو ابروشون جا خوش كرده مال بعضي عميق و مال بعضي سطحي اما همه دارند همه !!!
چه زود ايستگاه بعدي رسيديم...........اين رو از فشار همون دست اول فهميدم ،
نگاهش كردم چه رنگ مهتابي زشتي رو صورتش ماليده خدايا مگه يه زن اينقدر بد سليقه ميشه!!! باز هم نگاه ميكنم ابروهاي نا مرتب و سبيلي تيغ تيغي انگار كه راست راستكي با تيغ زدتشون و حالا كه در اومدند............


خوشحالم به خاطر خط اخمي كه ندارم
نه اينكه هر هر بخندم اما اخم هم نمي كنم.............
عادي كه نگاه ميكنم توي آينه يكي مثل خودم رو مي بينم يكي كه لايه بيرونيش ميگه خونسرد و با آرامشه كه شايد اگر لبخندي باهاش همراه نباشه مغرورانه هم به نظر برسه........
اما
امان از لايه زيرين و دروني
چه غوغاييه وقتي به تو ميخندم
و تو فكر ميكني من چقدر خوشحالم!!!!
بگذريم....................
......................................

پي نوشت: هميشه اتوبوس سوار شدن من رو با زندگي واقعي اطرافم كه عريان از تخيلات ذهني ست پيوند ميزنه............اتوبوس سوار شدن جذابيت نهفته اي برام داره ، بعضي وقتا فكر ميكنم وقتي سوار ماشينم و موسيقي مورد علاقه ام رو گوش ميدم از دختر گل فروش سر چهار راه غافلم ، از زندگي خاكستري دورم ، از تو و از شماهايي كه نميشناسمتون فاصله دارم و نمیذاره نگاههاي اندوهگين كه به برچسب قيمت خيره شدند چنگ غم به دلم بزنند...........
گاهي ماشين شخصيتون رو تحريم كنيد و بدون تنه زدن ميون جمعيت بريد شايد اينجوري حق چشمهاي غمگين رو ببينيد............

Posted by تسنیم @ 14:25 |